آشپزی
شاید توصیه بسیاری از دوستانم این باشد که چرا زمان زیادی را در منزل مادر شوهر جان سپری می کنم ولی ای کسانی که می پندارید من زمان زیادی در منزل مادر شوهر جان هستم بدانید و آگاه باشید اینجانب تنها دو روز در هفته را به منزل ایشان نقل مکان می نمایم و تمامی این اتفاقات در همین دو روز اتفاق می افتد![]()
یک روز صبح که بنده به منزل ایشان برای تدریس رفته بودم بعد از اتمام آموزش مادر شوهر جان تصمیم گرفتند به بازار تره بار بروند و مقداری میوه و مواد اولیه خریداری نمایند ![]()
البته هرگاه بنده در منزل ایشان هستم و یا در منزل خویش بوده و با ایشان تماس به عمل می آورم جناب عالی در بازار تره بار تشریف دارند و در حال خرید کالا می باشند
مادر شوهر جان بر این باورند که میوه و خوراکی را باید تازه تهیه کرد و کهنه و در فریزر مانده آن خاصیت غذایی خود را از دست می دهد و خوردن آن با نخوردنش هیچ تفاوتی ندارد ![]()
و به بنده نیز توصیه می کنند (البته چیزی شبیه به اجبار) که مواد غذایی مورد نیاز را همیشه تازه و به روز تهیه نمایم![]()
ولی به عقیده بنده بهترین راه این است که مادر گرامی آنها را به مقدار فراوان تهیه نماید و بنده زحمت نگهداری آن در فریزر را به دوش بکشم![]()
خلاصه ایشان بعد از هزار بار رفتن و آمدن به حیاط و اتاق و دو هزار بار رد شدن از جلوی آینه تصمیم گرفتند منزل را ترک نمایند ![]()
و رفتند . . . 
البته قبل از خروجشان لطف نمودند و درست کردن غذا را به بنده محول کردند ![]()
بنده حقیر نیز لاجرم قبول نموده و این امر خطیر را پذیرفتم![]()
مادر شوهر جان بنده برای درست کردن غذا قوانین و استاندارد های از پیش تعیین شده ای دارند که خود ایشان این قوانین را وضع کرده اند ![]()
و اگر غذای مورد نظر از این محدوده خارج باشد در هنگام میل نمودن آنقدر ایش و پیف می نمایند که حال دیگر اعضا را بهم می زنند و انسان را از خوردن غذا منصرف می نمایند![]()
بنده تصمیم گرفتم غذای دلچسب ماکارونی که مورد علاقه تمامی اعضای خانواده از جمله همسر بنده بود بار بگذارم
بنده برای اینکه مادر شوهر جان دیگر این مسئولیت را به بنده محول ننمایند و قبل از خروج از منزل غذا را آماده کنند تصمیم گرفتم یک نقشه شیطانی پیاده سازی نمایم![]()
این حرکت شیطانی باید از هر جهت محتاطانه می بود و هیچ گونه خطایی نباید در آن رخ می داد ![]()
چون در این صورت مادر شوهر جان و خواهر شوهر جان تا آخر عمر به بنده گوشزد می نمودند که بلد نیستم ماکارونی درست کنم از این جهت بنده باید کاری می کردم که عواقب و ضرر و زیان کمتری داشته باشد ![]()
بنابراین تصمیم گرفتم نقاط ضعف مادر شوهر جان و خواهر شوهر جان را بررسی نمایم![]()
خواهر شوهر جان از وجود نخود سبز در ماکارونی رنج می بردند
و مادر شوهر جان از وجود سویا در ماکارونی آزرده می شدند
بنابراین بنده باید هر دو اکسیر را در غذای مورد نظر به کار می بردم بلکه مادر شوهر جان دست از سر اینجانب بردارند![]()
بسیار با احتیاط ماموریت خود را انجام دادم و منتظر زمان غذا خوردن بودم![]()
مادر شوهر جان تشریف فرما شدند و با حالی پریشان امر کردند که بنده برایشان مقداری گوشت مرغ آب پز نمایم ![]()
از قرار معلوم گلویشان بر اثر سرما کمی متورم شده و درد می کرد از این باب ایشان قصد نمودند غذای آب پز شده میل نمایند
ولی بنده هنوز یک امید دیگر داشتم و آن هم خواهر شوهر جان بود ![]()
هنگام خوردن غذا خواهر شوهر جان تمامی نخودهای سبز را از غذا جدا کردند و بعد از کمی غر زدن غذا را با اشتهای هر چه بیشتر بلعیدند![]()
همسر بنده نیز از دست پخت اینجانب تعریفات بسیار نمودند و از فرمودند هرگز غذای به این خوشمزگی میل ننمودند
بنده هم نا امید و شکست خورده غذایم را کوفت کردم![]()
نتیجه اخلاقی :
1- به توصیه دوستانتان گوش کنید و بعد از اتمام تدریس به منزل خویش رجوع کنید
2- اگر مادر شوهر تان به شما پیشنهاد (دستور) استفاده از مواد غذایی تازه را نداده باشند از مواد غذایی تازه استفاده نمایید در غیر این صورت برای حرص دادن ایشان خلاف این عمل نتیجه می دهد
3- به مادر شوهرتان قبل از خروج بفرمایید که قیافه و تیپشان مشکلی ندارد و نیاز نیست دو هزار بار خود را در آینه مشاهده نمایند
4- هنگام درست کردن غذا به استاندارد های مادر شوهرتان توجه نکنید و بیشتر استاندارد های مادرتان را به کار ببرید
5- در هنگام نقشه کشیدن کمی به آن بیاندیشید که آیا نقشه مورد نظر تاثیری دارد یا نه و اینکه این نقشه چقدر به ضرر خود شما است
6- نقطه ضعف های اساسی تری را در مادر شوهر جان و خواهر شوهر جان جستجو کنید و وقت خود را با موارد بی خاصیت تلف نکنید
7- به مادر شوهرتان بفرمایید که بیماری اش خستگی ناشی از قدم زدن و گردش در بازار در هوای سرد بوده و علایم سرماخوردگی نیست
8- خوبی اینگونه نقشه ها این است که اگر مادر شوهر جان از خوردن غذا رنجیده خاطر نشد لااقل از تعاریف همسر از بنده کلی حرص نوش جان نمودند
9- هرگز ناامید نشوید و از شکست خود عبرت بگیرید برای پیروزی چون در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است












هیچ نظری ندارم و در دل خود می گویم خاک بر سرمان 


مگه چی می شه آسمون به زمین میاد یا نه زمین میره آسمون 










) از بنده دعوت نمودند تا که ایشان را در این امر خطیر همراهی نمایم 













) کار پسندیده ای نمی باشد 



